سنگ های جواهر کجا یافت می شوند؟

در این شکی نیست که الماس از قرنها پیش در هند شناخته بوده است ولی تاریخ موثق آن از زمان ژان باتیست تاورنیه، جهانگرد و جواهر فروش فرانسوی که در فاصلهی سالهای ۶۸- ۱۶۳۸ میلادی سفری به ایران و هند انجام داده و عملیات استخراج الماس را در معادن گلکنده در دکن دیده و تشریح کرده است شروع میشود. ✅ک رژیم غذایی با چربی پایین را در پیش گیرید. خیس کردن سنگ و مرطوب کردن سنگ به سادگی در کشیدن آن به پوست شما کمک میکند. در بعضی روایات و احادیث دیگر نیز پیرامون ویژگی های درمانی سنگ سفید قیمتی یا همان در نجف در باب دور کردن انرژی منفی، پیروزی بر دشمنان و زشتی ها، کسب حس آرامش و رابطه با انرژی های معنوی با ارزش اشاره شده است.

در آب زیاد شد، میزان آب سنگین نیز HDO مانند تقطیر یا الکترولیز یا دیگر فرآیندهای شیمیایی از آب معمولی تهیه کرد. تقریباً از زمان شاه طهماسب اول (۹۳۰ـ۹۸۴) کتابهای فراوانی هم در رد تصوف هم در رد حکمت ، که اینک در حوزة اشراقیون متأخر با ملاصدرا صبغة عرفانی نیز یافته بود، نوشته شد (معصوم علیشاه ، ج ۱، ص ۱۷۴ـ ۱۹۸؛ صفا، ج ۵، بخش ۱، ۲۱۴ـ۲۲۰). با این مقدمات ، مخالفت شدید شماری از علمای شیعه با صوفیه ، با اتکا به شاهان صفوی خصوصاً پس از دورة شاه عباس اول (۹۹۶ـ ۱۰۳۸)، آغاز شد و در ادوار بعد استمرار یافت .

سلطان علیشاه ، که در حکمت شاگرد حاج ملاهادی سبزواری بود، از مشاهیر علما و عرفای اوایل قرن چهاردهم و صاحب آثار عرفانی شیعی است ، از جملة این آثار است : سعادت نامه ، توضیح ، تنبیه النائمین ، مجمع السعادات و ولایت نامه به فارسی و تفسیر مشهور کامل قرآن به سبک عرفانی شیعه به نام بیان السعادة فی مقامات العبادة به زبان عربی . وی از بزرگترین مشایخ صوفیه ایران است و شاید کمتر کسی از حیث نفوذ معنوی و تربیتی و کثرت مریدان به پایة او رسیده باشد (فرزام ، ص ۶۶۰).اگرچه در تشیع شاه نعمت اللّه ولی تردید وجود دارد اما این سلسله از قرن هشتم به عنوان یک سلسلة شیعی شناخته شد و وجود همین سلسله در قرن نهم از علل و اسباب مرجوع کنید بهثر نشر تشیع بود (صفا، ج ۴، ص ۷۸).

او و جانشینانش که در نشر مذهب شیعه در قرن نهم و بعد از آن سهم بسیار داشتند، مقدّم بر صفویه در فکر قیام بر ضد سلطان وقت (شاهرخ گورکانی ) و تأسیس حکومت صوفی شیعی بودند. ۳۹; (شهادت در ۶۱۸) است .کبرویه در زمان حملة مغول ، خصوصاً در مشرق ایران ، رونق فراوان داشت و مشایخ آن در عهد خوارزمشاهیان و ایلخانان ، از خراسان و ماوراءالنهر تا شام و آسیای صغیر، در نشر و ترویج این طریقت کوشیدند (زرین کوب ، ص ۸۱)؛ از آن جمله اند: شیخ مجدالدین بغدادی خوارزمی که در زمان نجم الدین کبری کشته شد (۶۰۷)، سیف الدین باخرزی (متوفی ۶۵۹) در بخارا، رضی الدین لالا (متوفی اوایل سدة هفتم ) در خراسان ، و سعدالدین حمویه (متوفی ۶۴۹) در خراسان و شام (همان ، ص ۹۸).

بعد از وی نیز انشعابات جدیدی صورت گرفت ، از جمله گروهی از برادر او، میرزامحمدرضا ملقب به مجدالاشراف ثانی ، پیروی کردند، ولی شاخه ای که بیشتر شهرت یافت شاخه ای است که به میرزا احمد تبریزی (متوفی ۱۳۵۱) معروف به وحیدالاولیاء می رسد (خاوری ، ج ۱، ص ۳۲۲ـ۳۲۵، ۳۳۷؛ در بارة وحیدالاولیاء رجوع کنید به استخری ، ص ۵۳۹ ـ ۵۶۰).سلسلة ذهبیه دومین سلسلة مهم پس از نعمت اللهی بود و بزرگانش با احتیاط با متشرعه رفتار می کردند؛ ازینرو، مورد تعرض و فشار قرار نگرفتند (زرین کوب ، ص ۳۳۲).

این سنگ بر اساس مقدار کربنات منیزیم موجود در آن با نام های مرمریت دولومیتی، کلسیتی دولومیتی، منیزیتی و کلسیتی شناخته می شود. او که خود از علما و صاحب تألیفاتی در تصوف است ، بر اثر برخی اتهامات مجبور شد که در رسالة العقایدالمجذوبیّـة صراحتاً اعتقادات دینی و عرفانی خود را شرح دهد ( رجوع کنید به مجذوبعلی شاه ، ص ۷). گارنت بیماریهای زنانگی را بهبود میبخشد و بر درمان اختلالات قاعدگی اثر مثبت میگذارد. آمده که مدتهای زیاد نیست که نام ذهبیه را بر این سلسله نهاده اند و گویا به صد سال نرسیده است . به طور کلی به سبب اوضاعی که از اواخر صفویه بر ضد تصوف وجود داشت ، روشن نیست که از میان علما چه کسانی واقعاً از طرفداران سلاسل صوفیه بوده اند.

حاج زین العابدین شیروانی که از اقطاب سلسلة نعمت اللهیه بود و در اواسط دورة قاجاریه می زیست ، از فقدان ارشاد در این دوره یاد کرده (۱۳۴۸ ش ، ص ۲۵۱) و بعید نیست که از همین ایام ، که دوران فترت و کثرت مدعیان ذهبیه بود، این سلسله به نام ذهبیة اغتشاشیه مشهور شده باشد ( رجوع کنید به معصوم علیشاه ، ج ۲، ص ۳۴۴؛ خاوری ، ج ۱، ص ۳۵۲ـ۳۵۵).نقشبندیه . با این همه ، او مدعی است که با صوفیه عداوت دنیوی ندارد، ولی اذعان دارد که در مخالفت اکثر خواص و عوام می تواند غرض دنیوی منظور باشد (۱۳۷۶ ش ، ج ۱، ص ۴۳۳).شاید به سبب همین اوضاع متشنج و پرهیز از اتهام تصوف بود که بزرگان صوفی مشرب این عصر، که در ایران مانده بودند، با سلاسل رایج صوفیة ایران ارتباط علنی نداشتند یا این ارتباط را کتمان می کردند.

سیدحیدر آملی در اکثر آثار خویش ، خصوصاً در جامع الاسرار ، با مخاطب قرار دادن شیعة رسمی (شیعة ظاهری ) و صوفیه می خواهد ثابت کند که شیعه و صوفیة حقه مرجع و مأخذ واحدی دارند (ص ۴).ذهبیه . 22- کریستال سنگ کوارتز انرژی را تا بالاترین حد ممکن بالا می برد و افکار را تقویت می کند چرا که آنها شکلی از انرژی هستند. در میان بزرگان نوربخشیه باید از صوفی و فقیه بزرگ شیعی ایرانی ، سید حیدر آملی (متوفی پس از ۷۸۲)، نام برد که بصراحت اتحاد تصوف و تشیع را مطرح کرده است .

وی از علویان آمل ، و در فقه و کلام شاگرد فخرالمحققین حلی (آملی ، ۱۴۱۶، ج ۱، ص ۵۳۱) و در تصوف مرید شیخ نورالدین تهرانی اصفهانی (همان ، ج ۱، ص ۵۳۰) و احتمالاً محمدبن ابی بکر سمنانی (همان ، ج ۱، ص ۵۲۱) بود که هر دو از مشایخ سلسلة کبرویه بودند. بدین ترتیب ، بزرگان سلاسل یا از ایران رفتند یا انزوا گزیدند، به نحوی که جز چند تن از سلسلة نوربخشیه در مشهد و سلسلة ذهبیه در شیراز، بقیه در گمنامی می زیستند (شیروانی ، ۱۳۴۸ ش ، ص ۲۶ـ ۲۸، ۸۶ ـ۸۷).در اوایل دورة قاجار (۱۲۱۰ـ۱۳۴۴) بار دیگر فعالیت مشایخ نعمت اللهی آغاز شد و به دستور قطب وقت سلسله ، شاه علیرضا دکنی (متوفی ۱۲۱۴)، که ساکن هندوستان بود، دو تن از مشایخ مأذون وی برای احیای این سلسله ، به ایران روانه شدند.

چنین شایع شده که وی به جهت مخالفت با تصوف در اخراج برخی مشایخ صوفیه ، از جمله ملاصادق اردستانی ، از اصفهان نقش داشته است (زرین کوب ، ص ۲۶۱)، گرچه در صحت انتساب این عمل به او تردید جدّی شده است (طارمی ، ص ۱۰۱ـ۱۱۱). در عین حال ، در مواضع گوناگون کتاب عین الحیات ، به مناسبتهای مختلف از جمله در بحث ذکر (ج ۱، ص ۴۳۰ـ۴۳۲) و لباس پشمی پوشیدن (ج ۲، ص ۴۵۵ـ ۴۶۵)، از تصوف و بزرگانش مثل غزالی و مولوی و ابن عربی انتقادهای شدیدی نموده است . بزرگانی از علما و حکما نیز که صاحب تألیفات بودند، در میان آنها ظاهر شدند؛ از جمله ، شیخ علی نقی اصطهباناتی (متوفی ۱۱۲۶) و جانشین و دامادش سیدقطب الدین نیریزی (متوفی ۱۱۷۳ در نجف ) که مجدد این سلسله در اواخر صفویه نیز بود (خاوری ، ج ۱، ص ۲۹۰، ۳۰۷ ـ ۳۰۸).در سلسلة ذهبیه پس از قطب الدین نیریزی سه تن به نامهای ملامحراب گیلانی و آقامحمد بیدآبادی و آقامحمدهاشم شیرازی ، که همگی از حکمای عصر و صاحب تألیفات بودند، ادعای جانشینی کردند و آنان نیز جانشینانی تعیین کردند، ولی از میان آنها آقامحمدهاشم درویش شیرازی (متوفی ۱۱۹۹) رسمیت بیشتر یافت .

طرح کلی الماس با توجه به نسبت طول به عرض آن تعیین میشود. از سوی دیگر، در بارة صحت و سقم انتساب برخی از آثار به علما، که با آثار صوفیه مشابهت دارد، تردید هست ؛ مثلاً، برخی رسالة سیروسلوک را که شامل دستورهایی برای سیر الی اللّه است و مشابه دستورهای طریقتی سلسلة نعمت اللهی است ، به سید بحرالعلوم نسبت می دهند و در برابر، عده ای منکر آن هستند ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ۱۲، ص ۲۸۴ـ۲۸۵؛ بحرالعلوم ، پیشگفتار استادی ، ص ۷۷ـ۸۱).نورعلیشاه قبل از وفات به تنی چند اجازة ارشاد و تربیت داد و در عتبات عالیات ، شیخ زین الدین حسین علیشاه اصفهانی (متوفی ۱۲۳۴) را به جانشینی خود تعیین کرد (دیوان بیگی ، ج ۳، ص ۱۹۳۳).

در هر حال ، وی را برخی علما به تصوف منسوب کردند و فرزندش علامه محمدباقر مجلسی ، که در رد صوفیه جهد تام داشت ، در مقام رفع این نسبت از پدر بر آمد ( رجوع کنید به بخش ۱۴: نقد تصوف ).محمدباقر مجلسی در رسالة اجوبه ، که پاسخ به نامة یکی از علمای زمان به نام ملاخلیل قزوینی است ، از تصوف حقیقی دفاع کرده و کسانی را که تصوف را مطلقاً نفی می کنند، بی بصیرت خوانده است ( رجوع کنید به ص ۲۹ـ۳۶). در کسانی که پدر یا مادرشان کلیه سنگساز داشتهاند احتمال بروز سنگ بالاتر است.

جانشین وی حاج محمدجعفر کبودرآهنگی ، ملقب به مجذوبعلی شاه (متوفی ۱۲۳۸ یا ۱۲۳۹)، نیز از این حیث در امان نبود (زرین کوب ، ص ۳۴۱). پس از او نیز دو تن دعوی جانشینی داشتند که رشتة معروفتر به میرزا ابوالقاسم شریفی ، معروف به میرزابابا و متخلص به راز (متوفی ۱۲۸۶)، رسید. لیکن در همین سالها نفوذ علما به اوج خود رسید و مخالفت برخی از آنان از عوامل رکود تصوف در ایران عهدقاجار شد ( رجوع کنید به صفا، ج ۵، بخش ۱، ص ۱۹۲ـ ۱۹۸، ۲۲۰؛ در بارة دامنة تأثیر و روش این مخالفتها رجوع کنید به ادامة مقاله ). در عین حال ، با همة فراز و فرودها و مخالفتهای مختلف با تصوف ، سلاسل صوفیه به حیات خود ادامه دادند، گرچه ممکن است به سبب غلبة تفکر مدرن ، تجلیات فرهنگی آن گسترش چشمگیر نداشته باشند.به طور کلی ، وضع ظاهری تصوف در ایران معاصر، بیشتر مولود اوضاع اجتماعی و دینی ای است که از اواخر دورة صفوی حاکم شده است .

اهمّ سلسله هایی که اکنون در ایران رواج دارند عبارت اند از: نعمت اللهیه و شعب آن ، خصوصاً نعمت اللهی سلطان علیشاهی یا نعمت اللهی گنابادی که در میان سلسله های رایج در ایران ، بیشترین پیروان و نفوذ معنوی را در بین طبقات مختلف دارد ( د. با انقراض صفویان و ظهور نادر (حک : ۱۱۴۸ـ۱۱۶۰) و کم اعتنایی او به علما و نپرداختن کریم خان زند به موضوع تصوف ، قدرت و نفوذ مخالفان تصوف چندگاهی فرو نشست . با این حال از اوایل سلطنت شاه سلطان حسین صفوی (۱۱۰۵ـ ۱۱۳۵) تا اواخر حکومت کریم خان زند، وضع تصوف و معارف عرفانی در ایران کاملاً نابسامان بود، رسوم طریقت از ایران بر افتاده بود و به سبب اغتشاش مملکت و انکار و آزار حکام و غلبة برخی علما، اگر هم کسی به تصوف رو می آورد او را منع می کردند.

دیدگاهتان را بنویسید